طنز پـَـَـ نــه پـَـَــــ ویژه نوروز ۹۱

رفتم الکتریکی، می گم آقا سه راهی دارین؟ می گه سه راه برق؟
پـَـ نه پَــ، سه راه آذری، دربست!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط. داداشم گفت علی! دزده؟
 پـَـ نه پَــ، “زوروِ” داره از دست گروهبان گارسیا فرار می کنه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو می گه ضربه فیزیکی؟
 پـَـ نه پَــ، بی محلی کردم یه کم، ضربه روحی خورده!* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پسره اومده خواستگاریم، می گم من الان می خوام درس بخونم. می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
 پـَـ نه پَــ، ۱۰ دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم می شه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
برای خواندن بقیه به ادامه مطلب برویداستاد: کی جواب این سوال رو می دونه؟
من دستم رو بردم بالا.
استاد: می خوای جواب بدی؟
پـَـ نه پَــ، می خوام ببینم باد از کدوم طرف میاد!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم بچه خواهرم رو از مهد کودک بیار، مربیه می گه: بچه رو می بریدش؟
 پـَـ نه پَــ، همین جا می خورمش!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با ماشین افتادیم ته دره، یارو می گه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟
 میگم: پـَـ نه پَــ، یه مشکل درون خانواده است، خودمون حلش می کنیم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اومدیم خونه، به خواهرم می گم چراغو بزن. می گه یعنی روشن کنم؟
 پـَـ نه پَــ، دعواش کن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو تاکسی تنها نشستم، می خواهم کرایه حساب کنم. طرف می گه ۱ نفر؟
می گم پـَـ نه پَــ، ۲ نفر حساب کن، خورزوخان هم هست.
حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نگاه می کنم، می گه باقی پولتو می خوای؟
 پـَـ نه پَــ، می خواهم یه دل سیر نگاهت کنم که می ری دلتنگت نشم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
داریم راه می ریم با دوستام، پام پیچ خورده، خوردم زمین. دوستم می گه کمک می‌خوای؟
 می گم پـَـ نه پَــ، شماها خودتونو نجات بدین، من این جا می مونم مقاومت می‌کنم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نصف شبی اینترنتم قطع شد، زنگ زدم پشتیبانی. می گم سلام، پشتیبانی شاتل؟
 پـَـ نه پَــ، پشتیبانی نیروهای مسلحه، آدرس بده برات نیروی کمکی بفرستم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عاقد سر سفره عقد: عروس خانم وکیلم؟
پـَـ نه پَــ، دکتری، دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بابام از اداره زنگ زده خونه، بعد از کلی احوال پرسی می گه: معین خودتی؟
می گم: پـَـ نه پَــ، به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید، برای پرداخت قبوض شماره ۱، برای اطلاع از موجودی حساب شماره ۲…
گفت زهر مار و قطع کرد. دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق. گفت اگه یه بار دیگه بگی پـَـ نه پَــ، دیگه تو این خونه نمی خوابی… گفتم یعنی بیرونم می کنی بابا؟
 گفت: پـَـ نه پَــ، خونه رو عوض می کنم بزغاله!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! می گم پولیه؟
 می گه پـَـ نه پَــ، من این جا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه… دوستم اومده می گه: روزنامه می خونی؟
پـَـ نه پَــ، سبزی خریده ام نمی دونم لای کدوم صفحه گذاشته ام!
اشتراک گذاری مطلب در شبکه های اجتماعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *