طنز پَــ نه پَــ جدید آبان سال ۹۱

طنز پَــ نه پَــ جدید آبان سال ۹۱

طنز پَــ نه پَــ جدید آبان ۹۱

با دوستم رفته بودم بیرون یهو یه گاری دیدیم

میگه اا رضا این گاریه؟؟

میگم پ ن پ این الاغه ولی مثل مایکل جکسون جراحی زیبایی و پوست انجام داده الان اینجوری شده

 

.

.

.

طرف رفته بالای ی برج میخواد خودکشی کنه ملت جمع شدن اونجا یهو اتش نشانی اومده بهش میگه میخوای خودکشی کنی میگه پ ن پ میخوام استقامت استخونامو امتحان کنم

.

.

.

استاد اومده برگه تمرین داده , یکی از بچه ها میپرسه استاد حل کنیم ؟

استاد گفت : پـَـــ نــه پـَـــ ببر واسه مامانت سبزی بخر بزارتوش…!

.

.

.

با دوستم تو مدرسه بودیم یهو دیدیم مدیر داره میره

دوستم میگه این داره میره؟

میگم پ ن پ داره میاد ولی چون با سرعت نور میاد فک میکنی داره میره

.

.

.

خونه یه بنده خدایی آتیش گرفته همه واستادن دارن میبینن منم اونجام یه یارو میاد میپرسه ااااا اینجا آتیش گرفته؟؟

گفتم پ ن پ دارن فیلم حضرت ابراهیمو ضبط میکنن الان ببین آتیش تبدیل میشه به گل

.

.

.

با دوستم رفته بودم یکی از غارهای ایران… یه خفاشه چسبیده بود به سقف… دوستم میبینتش بهم میگه این خفاشه؟ گفتم پ ن پ بت منه! اجاره خونش زیاد شده اومده تو غار!!!

.

.

.

با پسر خالم رفتم از مغازه عسل فروشی عسل بگیرم یارو مغازه داره میگه شما عسل میخواین؟

میگم پ ن پ ما دوتا زنبوریم اومدیم برا استخدام!!!!

.

.

.

یه توپ دارم قلقلیه… پـَـ نه پَــ، می خواستی مکعب مستطیل باشه!

سرخ و سفید و آبیه… پـَـ نه پَــ، زیتونی و نقره ای و سبز یشمیه!

می زنم زمین هوا می ره… پـَـ نه پَــ، زمینو سوراخ می کنه می ره تو زیر زمین، بقله دبه ترشیا!

نمی دونی تا کجا می ره… پـَـ نه پَــ، بنده خط کشم، می دونم دقیقا کجا می ره!

من این توپو نداشتم… پـَـ نه پَــ، داشتی! الان اسکلی داری خاطره تعریف می کنی!

مشقامو خوب نوشتم. بابام بهم عیدی داد… پـَـ نه پَــ، می خواستی دم عیدی بخوابونه تو دهنت!

یه توپ قلقلی داد… پـَـ نه پَــ، تو این گرونی می خوای سویچ لکسوز بهت بده!

.

.

.

تو صف نانوایی بودم یارو اومده میگه آقا اینجا صف نانوایی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داریم قطار بازی میکنیم هوهو چی چی !

.

.

.

به دوستم میگم خودکارو بده میگه چیزی میخوای بنویسی؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه زیر شلواری براش گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه

.

.

.

یکی سر چهار راه محلمون خفتم کرده داره جیبم رو میگرده ،رفیقم رد شده میگه خفتت کردن ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ پولم رو یادم نمی یاد کجا گذاشتم داره کمکم می کنه پیداش کنم

.

.

.

ساعتای ۲ نصف شب بود یهو دیدم گوشیم زنگ میخوره

با صدای خواب آلود میگم:بعله

میگه:ببخشید خواب بودین؟

میگم:پــَ نـــَ پـــــ منتظر بودیم شما زنگ بزنین

ملتم کم پر رو نیستن ها

.

.

.

میرم در سوپری میگم یه نوشابه شیشه ای لطفا. میگه میخوری؟میگم پ ن پ من بازیگر سینمام میخوام باهاش عکس بگیرم تبلیغ شه واسه پپسی!!

اشتراک گذاری مطلب در شبکه های اجتماعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *